مرتضى راوندى
427
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين زبان كه هنوز در شرايط جديد ماشينيسم تكامل نيافته و از اين جهت براى بيان مفاهيم تازه تمدن بشرى نارساست ، بهعكس براى بيان تمدنى كه بستر نشو و نماى آن بوده بسيار مؤثر است . ادبيات ايران در درجه اول خلاق و بسيار گسترده و متنوع است . همچنين نمىتوان منكر شد كه غناء مطالب و مضامين گوناگون ادبى از حماسه و وصف و تغزل و تشبيب و رثاء و هزل و نصيحت و ذم و مدح و بيان حالات روحى و امثال آن در ادبيات ما به حدّ قابل توجهى است ، اگر بخواهيم مضامين را از لحاظ تأثير نيك و بد آن در بشر بسنجيم ، بايد بگوئيم بعضى از شعراى ما براى بيان احساسات خود معجزه كردهاند . . . آنها با نبوغ خيرهكنندهء خود ، آثارى پديد آوردهاند كه در گنجينهء تمدن جهان خواهد ماند . . . بايد در نزد اين هنرمندان بزرگوار بسى چيزها آموخت و آن را با نتايجى كه از كوشش سرشار و مجلل هنرمندان باخبر حاصل مىشود آميخت و سپس آن را به نيازمنديهاى عصر خود تطبيق داد و ادبيات را وارد مرحله نوين ساخت . » « 1 » در مرحلهء نوين حيات اجتماعى ما ادبا و نويسندگان بايد از بيطرفى دست بردارند و با دقت و نگرانى به مسائل و مشكلات اجتماعى عصر خويش بنگرند و نهتنها از راه سخن و قلم در راه حل مشكلات سياسى و اجتماعى كشور خود تلاش كنند ، بلكه با مسائل جهانى و امورى كه مالا به حيات جامعهء بشرى بستگى و ارتباط پيدا مىكند نيز توجه داشته باشند . همه مىدانيم كه پس از كشف سلاحهاى مخّرب و تمدن برانداز ، چون « بمب اتمى » حفظ صلح و پاسدارى از آن ، مربوط به كل جامعهء بشرى است و بايد همهء جهانيان در جريان سياست بين المللى قرار گيرند ، و نقشههاى محافل امپرياليستى و كشورهاى متجاوز را برملا سازند و از صلح و همبستگى ملل با ديدگانى باز و نگران حمايت و جانبدارى كنند . در اين مرحله مسئوليت ارباب قلم ، جرايد و مطبوعات و رسانههاى گروهى بسيار خطير و حساس است ، اينجاست كه نويسندگان متعهد و ملتزم بايد قلم به دست بگيرند و در حدود امكانات ، نقشهء جنگافروزان را برملا سازند و با استمداد از افكار عمومى در حفظ صلحى پايدار بكوشند . نقش و مسئوليت تاريخى شعرا يكى از پژوهندگان پيرامون نقد شعر مىنويسد : « . . . شاعر به عنوان عضو جامعه ،
--> ( 1 ) . طبرى « مقاله » .